|
مقدمه:
با گسترش حوزه تجاري شركتها و جهانيشدن پروژهها ، امروزه استفاده از استانداردها براي همزباني افراد درگير در پروژه و اطمينان از اجراي درست كار ضروري است . استانداردها ، علاوه بر تبيين كار و تعيين چگونگي اجراي صحيح عمليات ، به عنوان مرجعي براي افراد گروه پروژه در اختلافات مطرح است . قوت استانداردها در جامع بودن آنها ، سادگي ، مقبوليت عام استفادهكنندگان و تضمينش براي اجراي درست كار است . با توجه به جهاني شدن شركتهاي ساخت و توليد و گسترش بازارهاي كار ، مديران پروژه بهتر است با استانداردهاي مديريتپروژه آشنا شوند ؛ بهرهگيري از آنها ميتواند آنها را در اجراي برنامههاي پروژه ياري نمايد .
تعريف استاندارد:
استاندارد مدركي است كه با اجماع عمومي تهيه و توسط مراجع ذي صلاح تاييد شده و جهت استفادههاي تكراري و عمومي، قوانين، راهنماها و با هدف تحقق بهينه موضوع مورد نظر ارائه مي شود.به شكل كلي استانداردها به سه طبقه تقسيم بندي ميشوند:
1- استانداردهاي توصيفي كه واقعيت، جزئيات يا ويژگي چيزي را تشريح مي كنند.
2- استاندارد هاي معياري و ضابطهاي كه راهنمايي هايي (معيارهايي) براي استفاده به عنوان مبنا براي اندازه گيري، مقايسه يا تصميم گيري ارائه مي كنند.
3- استانداردهاي تجويزي كه يك راه منحصر به فرد براي انجام كارها مشخص مي كند.
با گسترش حوزه تجاري شركتها و جهانيشدن پروژهها ، امروزه استفاده از استانداردها ، راهنماها و متدولوژيهاي معتبر براي همزباني افراد درگير در پروژه و اطمينان از اجراي درست كار ضروري است . استانداردها ، علاوه بر تبيين كار و تعيين چگونگي اجراي صحيح عمليات ، به عنوان مرجعي براي افراد گروه پروژه در اختلافات مطرح است . قوت استانداردها در جامع بودن آنها ، سادگي ، مقبوليت عام استفادهكنندگان و تضمينش براي اجراي درست كار است .
استانداردهاي مديريت پروژه:
با توجه به جهاني شدن شركتهاي ساخت و توليد و گسترش بازارهاي كار ، مديران پروژه بهتر است با اين استانداردها و راهنماهاي مديريتپروژه آشنا شوند و بهرهگيري از آنها ميتواند آنها را در اجراي برنامههاي پروژه ياري نمايد. خصوصا مقايسه تطبيقي اين راهنماها و استانداردها ما را در بهرهمندي بجا و هوشمندانه از آنها ياري ميرساند.
موسسات و كشورهاي گوناگوني اقدام به تدوين استانداردهاي مخصوص خود در زمينه مديريتپروژه كردهاند.
در اين يادداشت مختصر مي كوشم –به مقتضاي فضاي وبلاگ- استانداردهايي موسسه PMIبه عنوان موسسهاي كه امروزه رهبري مديريت پروژه را در دنيا برعهده دارد را معرفي كنم. در آينده به مرور ساير استانداردهي مديريت پروژه همچون ICB، Prince 2 ، APM، ISO 10006و ... را معرفي خواهم نمود. هرچند مقايسه تطبيقي اين استانداردها نيز چهت كاربرد بجا آن ضروري است.
همچنين در آينده در اين وبلاگ به ارايه توضيحات تفصيلي تر پيرامون اين استانداردها خواهيم پرداخت.
استانداردهاي موسسه PMI:
اين موسسه متعهد است كه استانداردهاي مديريت پروژه را تدوين كرده و براي اطمينان از ارتباط استانداردها هر 5 سال استاندارد ها را بازنگري و در صورت لزوم به روز مي كند. این موسسه تاکنون اقدام به انتشار بیش از ده استاندارد نموده است که در ميان استانداردها و راهنماهاي اين موسسه ، پنج استاندارد داراي اهميت و مقبوليت بيشتري هستند که در این یادداشت مختصرا آن ها را معرفی میکنیم.
1- PMBOK(Project Management Body Of Knowledge):
اين راهنما همان نام آشنا و معروف است كه در انجمن مديريت پروژه آمريكا (PMI)تدوينشدهو استفاده از آن بسيار متداول است . راهنماي PMBOKمطرحترين استاندارد توصيفي و تشريحي موسسه PMIدر مديريت پروژه به شمار ميرود. پس از تدوين و انتشار PMBOKتوسط PMI، موسسه ملي استاندارد آمريكا نيز آن را تاييد و به عنوان استاندارد ملي آمريكا در زمينه مديريت پروژه ثبت كرده است . در اين استاندارد دانش مديريت پروژه در نه بخش بيان شده است . در اين ميان تفاوتهاي اندكي بين دونسخهي موسسهي PMI و موسسهي استاندارد وجوددارد ؛ PMBOKنگاهي نظري و ANSI 99-001-2000نگاهي اجراييتر دارد . PMBOKهمانند ساير استانداردها ، هرساله توسط هيات منتخبي از PMI بازبيني ميشود و در صورت نياز به تغيير ، ويرايش جديدي از آن به اطلاع اعضاء PMIميرسد .ويرايش اول راهنماي PMBOKدر سال 1996 در سطح جهاني منتشر شد كه مهمترين هدف اين راهنما ارتقايحرفه مديريتپروژه بود كه بهعنوانپايهايبرايگواهيدادن، طبقهبنديمحصولات،خدمات و مديريتپروژه به حساب مي آيد. PMBOKشامل 12 فصل ميباشد كه حيطههاي دانش فرايندي را با توجه به فرايندهاي مديريت پروژهاي مربوط و توضيحات تشريحي در فرم ورودي، ابزارها و تكنيكها و خروجيها، بيان ميدارد. PMBOKدر عرصه دانش مديريت پروژه به 9زيربخش مي پردازد: 1) مدیریت یکپارچگی پروژه 2) مدیریت محدوده پروژه 3) مدیریت زمان پروژه 4) مدیریت هزینه پروژه 5) مدیریت کیفیت پروژه 6) مدیریت منابع انساني پروژه 7) مدیریت ارتباطات پروژه 8) مدیریت ریسک پروژه 9) مدیریت تدارکات پروژه
2- استاندارد Portfolio Management Standard
پورتفوليو عبارت است از مجموعه اي از پروژه ها، طرح ها و ساير كارهاي مرتبط كه براي تسهيل مديريت اثر بخش كارها و دستيابي به اهداف استراتژيك گروه بندي شده اند.طرحها و پروژه ها در يك Portfolioلزوما با هم مرتبط نيستند.
مدیریت سبد، مدیریت متمرکز یک یا چند سبد پروژه در سازمان است که ازطریق شناسایی، اولویتبندی، مجوزدهی، مدیریت و کنترل پروژهها، برنامهها و سایر کارهای مرتبط (اجزای سبد) اعمال میشود تا اهداف استراتژیک خاص کسبوکار برآورده گردد.
بنابراین، مدیریت سبد از یک طرف بر سازمان متمرکز است تا این اطمینان را ایجاد نماید که پروژههای انتخابشده برای سرمایهگذاری، اهداف سبد را برآورده میکنند و ازطرف دیگر، بر مدیریت پروژه متمرکز است تا پروژهها بهشکل اثربخش و مطابق با برنامه تعیینشده تحویل داده شوند.
استاندارد مدیریت سبد پروژه برروی فرایندهایی که به طور عموم در اکثر اوقات به عنوان بهترین تجربه عملی تلقی میشوند متمرکز شده است. (1) ارتباط مدیریت سبد پروژه با استراتژی، حاکمیت سازمانی، مدیریت عملیات، مدیریت پروژه و مدیریت برنامه، (2)ساختار، (3)فرایندها، نقشها و وظایف در مدیریت سبد پروژه و (4) ابزارها و روشهای مرسوم در مراحل مختلف فرایندهای مدیریت سبد از جمله بخشهایی هستند که در این استاندارد آمده است.
اهداف Portfolio Management:
-
ماكزيمم كردن ارزش Portfolioاز طريق بررسي دقيق طرح ها و پروژه ها ي كانديد براي ورود به Portfolioو حذف پروژه هايي كه اهداف استراتژيك Portfolioرا تامين نمي كنند.
-
ايجاد تعادل در Portfolioاز طريق افزايش و كاهش سرمايه جهت استفاده صحيح از منابع
3- استاندارد Organizational Project Management Maturity Model
در سال 2003 موسسه PMIاولین استاندارد در سطح سازمانها را تحت عنوان مدل بلوغ سازمانی مدیریت پروژه (OPM3) به چاپ رساند
هدف :
ارائه يك روشي براي سازمانها جهت درك و اندازه گيري سطح بلوغ در مقايسه با يك مجموعه جامع و گسترده از تجارب.
OPM3همچنين به سازمان هايي كه مي خواهند بلوغ سازماني مديريت پروژه خود را افزايش دهند كمك مي كنند.
4- استانداردPractice Standard for Earned Value Management
مديريت ارزش حاصله سيستمي براي يكپارچه كردن مديريت محدوده، زمان و هزينه پروژه ارائه كرده و به سوالات زير جواب مي دهد:
آيا پروژه از زمانبندي جلوتر يا عقب تر است؟
زمان اتمام پروژه كي خواهد بود؟
آيا پروژه بالاتر يا پايين تر از بودجه مصوب است؟
پروژه چه مقدار بالاتر يا پايين تر از بودجه مصوب است؟
هزينه كارهاي باقيمانده پروژه جه مقدار است؟
هزينه كل پروژه چه مقدار خواهد بود؟
5- استاندارد Project Manager Competency Development Framework
هدف استاندارد ارايه راهنمايي هايي در مورد نحوه مديريت بر توسعه حرفه اي مديران پروژه ميباشد.
PMCDF بر اين اصل استوار است كه شايستگي هاي مديران پروژه تاثير مستقيمي بر عملكرد پروژه دارند.
ميزان اين تاثير متفاوت بوده و به عوامل زير بستگي دارد:
نوع پروژه
مشخصات پروژه
مفاهيم سازماني
|